نثر · شماره 182
پوشیدم ، تا وقتیکه مرا از رختخواب بیرون می کشند و دکتر میآید معاینه بکند شیک بوده باشم . شیشه
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 179
پنجره پرت بکنم بیرون ، این صدای هولناک که گذشتن زمان را در کله ام با چکش میکوبید !
# - 180
یکهفته بود که خودم را آماده مرگ میکردم ، هر چه نوشته و کاغذ داشتم ، همه را نابود کردم . رختهای
# - 181
چرکم را دور انداختم تا بعد از من که چیزهایم وارسی میکنند چیز چرک نیابند . رخت زیر نو که خریده بودم
# - 182
پوشیدم ، تا وقتیکه مرا از رختخواب بیرون می کشند و دکتر میآید معاینه بکند شیک بوده باشم . شیشه
انتخابشده - 183
((اودوکلنی )) را برداشتم . در رختخواب پ اشیدم که خوشبو بشود . ولی از آنجائیکه هیچیک از کار هایم مانند
# - 184
دیگران نبود ایندفعه هم باز مطمئن نبودم ، از جان سختی خود میترسیدم ، مثل این بود که این بار امتیاز و برتری
# - 185
را به آسانی بکسی نمیدهند ، میدانستم که باین مفتی کسی نمیمیرد _
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 182 از «زنده بگور» است.