نثر · شماره 195
آوردم دادم گفت : نه اصلا نمیفروشیم . علت آنرا پرسید م جواب داد : شما جوان و جاهل هستید خدای نکرده یک
شاعرصادق هدایتاثرزنده بگور
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 192
است : در تهران یکروز صبح زود رفتم در خیابان شاه آباد از عطاری تریاک بخرم ، اسکناس سه توما نی را جلو
# - 193
او گذاشتم گفتم : دو قران تریاک . او با ریش حنا بسته و عرقچینی که روی سرش بود صلوات میفرستاد ، زیر
# - 194
چشمی بمن نگاه کرد مثل چیزی که قیافه شناس بود یا فکر مرا خواند گفت : پول خرد نداریم . دو قرانی در
# - 195
آوردم دادم گفت : نه اصلا نمیفروشیم . علت آنرا پرسید م جواب داد : شما جوان و جاهل هستید خدای نکرده یک
انتخابشده - 196
وقت بسرتان بزند تریاک را میخورید . مهنم اصرار نکردم .
# - 197
نه کسی تصمیم خود کشی را نمی گیرد ، خود کشی با بعضی ها هست . در خمیره و در نهاد آنهاست .
# - 198
آری سرنوشت هر کسی روی پیشانیش نوشته شده ، خود کشی هم با بعضی ها زائیده شده . من همیشه
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 195 از «زنده بگور» است.