نثر · شماره 273
نخواهم کرد. خواب بخواب میروم و نمیتوانم از جایم تکان بخورم یا چیزی بگویم ، در هم از پشت بسته است ! ...
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 270
یا نکنند . خیلی مایل بودم که اینکار بشود و میترسیدم مبادا تکان بخورم یا فکری بکنم که جلو اثر تریاک را
# - 271
بگیرم. همه ترسم این بود که مبادا پس از اینهمه زحمت زنده بمانم . میترسیدم که جان کندن سخت بوده باشد و
# - 272
در نا امیدی فریاد بزنم یا کسی را بکمک بخواهم ، اما گفتم هر چه سخت بوده باشد ، تریاک میخواباند و هیچ حس
# - 273
نخواهم کرد. خواب بخواب میروم و نمیتوانم از جایم تکان بخورم یا چیزی بگویم ، در هم از پشت بسته است ! ...
انتخابشده - 274
آری، درست بیادم هست . این فکرها برایم پیدا شد . صدای ی کنواخت ساعت را میشنیدم ، صدای پای
# - 275
مردم را که در مهمانخانه راه میرفتند می شنیدم . گویا حس شنوائی من تندتر شده بود . حس میکردم که تنم
# - 276
میپرید ، دهنم خشک شده بود ، سردرد کمی داشتم ، تقریبا " بحالت اغما افتاده بودم چشمهایم نیمه باز بود . نفسم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 273 از «زنده بگور» است.