نثر · شماره 291
بلوری ببینند و به رنگهای گوناگون تجزیه میشود . در این حالت خیالهای ساده و پوچ که برای آدم می آید
شاعرصادق هدایتاثرزنده بگور
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 288
نشسته بود ، در فکر خودم غوطه ور شده بودم ، دنبال آن میدویدم مانند اینکه بال در آورده بودم و در فضا
# - 289
جولان میدادم ، سبک و چالاک شده بودم بطوریکه نمیشود بیان کرد . تفاوت آن همانقدر است که پرتو روشنائی
# - 290
را که بطور طبیعی می بینیم ، در کیف تریاک مثل اینست که همین روشنائی را از پشت آویز چلچراغ یا منشور
# - 291
بلوری ببینند و به رنگهای گوناگون تجزیه میشود . در این حالت خیالهای ساده و پوچ که برای آدم می آید
انتخابشده - 292
همانطور افسونگر و خیره کننده میشود ، هر خیال گذرنده و بیخود یک صو رت دلفریب و با شکوهی بخودش
# - 293
میگیرد، اگر دورنما یا چشم اندازی از فکر آدم بگذرد بی اندازه بزرگ میشود ، فضا باد میکند ، گذشتن زمان
# - 294
محسوس نیست .
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 291 از «زنده بگور» است.