نثر · شماره 308
نبضم را گرفت ، زبانم را دید ، درجه ( گرما سنج ) گذاشت ، از همین کارهای معمولی که همه دکترها ب ه محض
شاعرصادق هدایتاثرزنده بگور
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 305
بود ، از چشمهایم اشک میریخت ، قلبم بشدت میگرفت : با خودم گفتم که اقلا قلبم خراب شد ! چراغ را خاموش
# - 306
کردم و در رختخواب افتادم .
# - 307
نه قلبم خراب نشد . امروز بهتر است ، نه بادمجان بم آفت ندارد ! برایم دکتر آمد ، قلبم را گوش داد ،
# - 308
نبضم را گرفت ، زبانم را دید ، درجه ( گرما سنج ) گذاشت ، از همین کارهای معمولی که همه دکترها ب ه محض
انتخابشده - 309
ورود میکنند و همه جای دنیا یکجور هستند . به من نمک میوه و گنه گنه داد ، هیچ نفهمید درد من چه است !
# - 310
هیچکس به درد من نمیتواند پی ببرد ! این دواها خنده آور اس ت ، آنجا روی میز هفت هشت جور دوا برایم قطار
# - 311
کرده اند ، من پیش خودم میخندیدم ، چه بازیگرخانه ایست !
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 308 از «زنده بگور» است.