نثر · شماره 310
هیچکس به درد من نمیتواند پی ببرد ! این دواها خنده آور اس ت ، آنجا روی میز هفت هشت جور دوا برایم قطار
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 307
نه قلبم خراب نشد . امروز بهتر است ، نه بادمجان بم آفت ندارد ! برایم دکتر آمد ، قلبم را گوش داد ،
# - 308
نبضم را گرفت ، زبانم را دید ، درجه ( گرما سنج ) گذاشت ، از همین کارهای معمولی که همه دکترها ب ه محض
# - 309
ورود میکنند و همه جای دنیا یکجور هستند . به من نمک میوه و گنه گنه داد ، هیچ نفهمید درد من چه است !
# - 310
هیچکس به درد من نمیتواند پی ببرد ! این دواها خنده آور اس ت ، آنجا روی میز هفت هشت جور دوا برایم قطار
انتخابشده - 311
کرده اند ، من پیش خودم میخندیدم ، چه بازیگرخانه ایست !
# - 312
تیک و تاک سا عت همینطور بغل گوشم صدا میدهد ، صدای بوق اتومبیل و دوچرخه و غریو ماشین
# - 313
دودی از بیرون میآید . به کاغذ دیوار نگاه میکنم ، برگهای باریک ارغوانی سیر و خوشه گل سفید دارد ، روی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 310 از «زنده بگور» است.