نثر · شماره 325
معجز بود ، حالا میدانم که خدا با یک زهر مار دیگری در ستمگری بی پایان خودش دو دسته مخلوق آفریده :
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 322
میکند ! در آینه که نگاه میکنم بخودم میخندم ، صورتم بچشم خودم آنقدر ناشناس و بیگانه و خنده آور آمده _
# - 323
این فکر چندین بار برایم آمده : روئین تن شده ام ، روئین تن که در ا فسانه ها نوشته اند حکایت من
# - 324
است. معجز بود . اکنون همه جور خرافات و مزخرفات را باور میکنم ، افکار شگفت انگیز از جلو چش مم میگذرد .
# - 325
معجز بود ، حالا میدانم که خدا با یک زهر مار دیگری در ستمگری بی پایان خودش دو دسته مخلوق آفریده :
انتخابشده - 326
خوشبخت و بدبخت . از اولیها پشتیبانی میکند و بر آزار و شکنجه دسته دوم ب ه دست خودشان میافزاید . حالا
# - 327
باور میکنم که یک قوای درنده و پستی ، یک فرشته بدبختی با بعضیها هست_
# - 328
بالاخره تنها ماندم ، الان دکتر رفت، کاغذ و مداد را برداشتم ، میخواهم بنویسم ، نمیدانم چه؟ یا اینکه مطلبی ندارم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 325 از «زنده بگور» است.