نثر · شماره 344
مانده اند. صدای دور و خفه شهر شنیده میشود.
شاعرصادق هدایتاثرزنده بگور
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 341
آنها تک خود را در آب ف رو میبرد ، سرش را بالا میگیرد ، دیگری ، پهلوی او کز کرده خودش را میجورد . من
# - 342
تکان خوردم ، هر دو آنها جیر جیر کردند و با هم پریدند . هوا ابر است ، گاهی از پشت لکه های ابر آفتاب رنگ
# - 343
پریده در میآید، ساختمانهای بلند روبرو همه دود زده ، سیاه و غم انگیز زیر فشار این هوای سنگین و بارانی
# - 344
مانده اند. صدای دور و خفه شهر شنیده میشود.
انتخابشده - 345
این ورقهای بد جنس که با آنها فال گرفتم، این ورقهای دروغگو که مرا گول زدند، آنجا در کشو میزم است، خنده
# - 346
دارتر از همه آن است که هنوز هم با آنها فال میگیرم!
# - 347
چه میشود کرد؟ سرنوشت پر زورتر از من است.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 344 از «زنده بگور» است.