کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 20

احمدک هر چه عز و چز کرد بخرجشان نرفت و یک تخته سنگ بزرگ هم آوردند ودر د هنه غار انداختند . بعد هم

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 17

    ترسیدند که چون از آنها با کفایت تر بود سنگ جلو پایشان بشود و بکارشان گراته بیندازد . با خودشان گفتند :

    #
  2. 18

    «؟ چطوره که شر اینو از سر خودمان وا کنیم »

    #
  3. 19

    کت های او را از پشت محکم بستند و کشان کشان بردند توی یک غار دراز تاریک انداختند.

    #
  4. 20

    احمدک هر چه عز و چز کرد بخرجشان نرفت و یک تخته سنگ بزرگ هم آوردند ودر د هنه غار انداختند . بعد هم

    انتخاب‌شده
  5. 21

    به پیرهن احمدک خون کفتر زدند دادند بیک کاروان که از آنجا میگذشت و نشانی دادند که آنرا به پینه دوز بدهد

    #
  6. 22

    و بگوید که احمدک را گرگ پاره کرده و راهشان را کشیدند و رفتند سر سه راهه و پشک انداختند، یکی از آنها

    #
  7. 23

    بطرف مشرق رفت و یکی هم بطرف مغرب.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 20 از «آب زندگی» است.