نثر · شماره 32
از ته چاه خشکی که پشت خونمه یه شمع اون تو افتاده بیرون بیار، این شم ع شعله آبی داره و خاموش - »
شاعرصادق هدایتاثرآب زندگی
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 29
کییه که یه نفر بیکار و بیعار مثه تو قوزی رو مهمون بکنه؟ اما دلم برایت سوخت، اگه یه » : ننه پیروک جواب داد
# - 30
«. کاری بهت میگم برام بکنی تورو نگه میدارم
# - 31
«. بچشم، هر کاری که بگین حاضرم » : حسنی هولکی گفت
# - 32
از ته چاه خشکی که پشت خونمه یه شمع اون تو افتاده بیرون بیار، این شم ع شعله آبی داره و خاموش - »
انتخابشده - 33
«. نمیشه
# - 34
پیرزن باو آب و نان داد و بعد هم با هم رفتند. پشت آلونک حسنی را توی یک زنبیل گذاشت و تو چاه کرد. حسنی
# - 35
شمع را برداشت و به پیرزن اشاره کرد که بالا بکشد . پیرزن ریسمان را کش ید همینکه دم چاه رسید دستش را
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 32 از «آب زندگی» است.