نثر · شماره 52
آب هم خورد. از یکنفر کور که نزدیکش بود پرسید:
شاعرصادق هدایتاثرآب زندگی
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 49
توی چاه. نگاه کرد دید دیبکه غیبش زده، مثل اینکه آب شده و بزمین فرو رفت.
# - 50
حسنی توی تاریکی از همان راهی که دیبکه بهش نشان داده بود همین طور رفت . کله سحر رسید بیک شهری که
# - 51
کنار رودخانه بود . دید همه مردم آنجا کورند . پای رودخانه گرفت نشست، یکمشت آب بصورتش زد و یکمشت
# - 52
آب هم خورد. از یکنفر کور که نزدیکش بود پرسید:
انتخابشده - 53
«؟ عمو جان! اینجا کجاس -»
# - 54
«؟ مگه نمیدونی اینجا کشور زرافشونه » : او جواب داد
# - 55
«؟ محض رضای خدا من غریبم از شهر دور دسی مییام، راه بجایی ندارم. یه چیز خوراکی بمن بده » : حسنی گفت
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 52 از «آب زندگی» است.