نثر · شماره 90
گرچه در اثر خاک طلا چشمهای حسنی اول زخم شده و بعد هم نابینا شد، اما از حرص جمع کردن طلا خسته
شاعرصادق هدایتاثرآب زندگی
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 87
تفریح آنها خوردن عرق و کشیدن بافور شده بود و چون کسی نبود که زمین را کشت و درو بکند با طلا غله و
# - 88
تریاک و عرق خودشان را از کشورهای همسایه میخریدند . از این جهت زمین بایر و بیکار افتاده بود و کثافت و
# - 89
ناخوشی از سر مردم بالا میرفت.
# - 90
گرچه در اثر خاک طلا چشمهای حسنی اول زخم شده و بعد هم نابینا شد، اما از حرص جمع کردن طلا خسته
انتخابشده - 91
نمی شد . روز بروز پیازش بیشتر کونه میکرد و مال و مکنتش در کشور کوران زیادتر میشد و در همه خانه ها
# - 92
عکس بر جسته حسنی را بدیوارها آویزان کرده بود ند. بالاخره حسنی مجبور شد که یک جفت چشم مصنوعی
# - 93
بسیار قشنگ بچشمش بزند ! اما در عوض روی تخت طلا میخوابید و روی قوزش داده بود یک ورقه طلا گرفته
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 90 از «آب زندگی» است.