نثر · شماره 225
قدم شما روی چشم ! بفرمایین -» : احمدک را با خودش بمنزل برد و بمادرش سفارش او را کرد . مادر دختر گفت
شاعرصادق هدایتاثرآب زندگی
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 222
شاید هم که اشتباه کرده باشم . از حرفهای شما که چیز زیادی سرم نمیشه . همه چیز اینجا -» : احمدک جواب داد
# - 223
«. مثه عالم خواب میمونه_ وانگهی خسته و مونده هسم باید برم شهر
# - 224
«. تو جوون خوش قلبی هسی. اگه مایل باشی منزل ما مثه منزل خودته -» : دختر گفت
# - 225
قدم شما روی چشم ! بفرمایین -» : احمدک را با خودش بمنزل برد و بمادرش سفارش او را کرد . مادر دختر گفت
انتخابشده - 226
«. مهمون ما باشین و خستگی در بکنین
# - 227
روز بروز عشق احمدک برای دختر چوپان زیادتر میشد و چند روز را به گشت و گذار در شهر ورگ ذار کرد بعد
# - 228
بیکاری دلش را زد، بالاخره آمد بمادر دختر گفت:
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 225 از «آب زندگی» است.