نثر · شماره 260
اینکه چیزی نیس، مگه نمیدونی که آب اینجا رو تو کشور زرافش ون و ماه تابون آب زندگی میگند » - : استاد گفت
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 257
بودم چند جور هنر یاد گرفتم . کور و کر بودم چشم و گوشم در اینجا واز شد، لذت تنفس در هوای آزاد و کار با
# - 258
تفریح رو اینجا شناختم . اما قول دادم، یعنی پدرم از من خواهشی کرده، میباس بعهد خودم وفا کنم . اینه که اجازه
# - 259
«. مرخصی میخوام
# - 260
اینکه چیزی نیس، مگه نمیدونی که آب اینجا رو تو کشور زرافش ون و ماه تابون آب زندگی میگند » - : استاد گفت
انتخابشده - 261
و علاج کوری و کری اوناس؟ یه قمقمه از این آب با خودت ببر همه شونو شفا میدی . اما کاری که میخوایی بکنی
# - 262
خطرناکه، چون کورها و کرها دشمن سر زمین همیشه بهارند و بخون مردمش تشنه هسن . اونم واسیه اینکه ما
# - 263
طلا و نقره رو نمیپرستیم و آزادو نه زندگی میکنیم . اما اونا بخیال خودشون اربابی و آقایی نمیکنن مگه از دولت
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 260 از «آب زندگی» است.