کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 297

آنجا هم بدبخت و فقیر بودند و شهر سوت و کور بود و همه مردم بدرد کری و لالی گرفتار بودند زجر میکشیدند

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 294

    توشه احمدک را پسندید به قیمت بیست اشرفی او را خرید و فردایش با قافله روانه کشور ماه تابان شد.

    #
  2. 295

    سر راه احمدک میدید که بارهای شتر مملو از ب غلی عرق و لوله های تریاک و زنجیرهای طلا بود که از کشور

    #
  3. 296

    ماه تابان می بردند تا اینکه بالاخره وارد کشور ماه تابان شدند . به اولین شهری که رسیدند احمدک دید اهالی

    #
  4. 297

    آنجا هم بدبخت و فقیر بودند و شهر سوت و کور بود و همه مردم بدرد کری و لالی گرفتار بودند زجر میکشیدند

    انتخاب‌شده
  5. 298

    و یک دسته کر و کور و احمق پولدار و ارباب دسترنج آنها را میخوردند . همه جا کشتزار خشخاش بود و از

    #
  6. 299

    تنوره کارخانه های عرق کشی شب و روز دود در میآمد . در آنجا نه کتاب بود نه روزنامه و نه ساز ونه آزادی .

    #
  7. 300

    پرنده ها از این سرزمین گریخته بودند و یک مشت مردم کر و لال د ر هم میلولیدند و زیر شلاق وچکمه جلادان

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 297 از «آب زندگی» است.