نثر · شماره 317
وآشوبها از کشور همیشه بهار آمده است و این کشور علاوه بر اینکه داد و ستد طلا را منسوخ کرده بود برای
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 314
گذاشت روی بالش و د برو که رفتی بطرف کوه قاف و پرواز کرد.
# - 315
مردم کشور ماه تابان را میگوئی هاج و واج ماندند . فورا چاپار راه افتاد ا ین خبر را به پایتخت رسانید . حسینی که
# - 316
این خبر را شنید اوقاتش تلخ شد بطوری که اگر کاردش میزدند خونش در نمیآمد و فهمید که همه این آل
# - 317
وآشوبها از کشور همیشه بهار آمده است و این کشور علاوه بر اینکه داد و ستد طلا را منسوخ کرده بود برای
انتخابشده - 318
همسایه هایش هم کارشکنی میکر د و بدتر از همه میخواست چشم و گوش رعیتهای او را هم باز بکند ! یاد حرف
# - 319
سه کلاغ افتاد که گفتند اگر بخواهد حکمرانی کند باید از آب زندگی بپرهیزد و حالا از کشور همیشه بهار آب
# - 320
زندگی برای رعیتهایش سوغات میآوردند، از این جهت بر ضد کشور همیشه بهار علم طغیان بلند کرد و زیر جلی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 317 از «آب زندگی» است.