نثر · شماره 357
درست کرده بودند بتقاص رسانیدند و از نکبت و اسارت طلا آزاد شدند.
شاعرصادق هدایتاثرآب زندگی
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 354
یکمشت کور و کر و پول دوست احمق شده بودند و از زندگی و آزادی بوئی نبرده بودند. زنجیرهای خود را پاره
# - 355
کردند، سران سپاه خود را کشتند و با اهالی کشور همیشه بهار دست یگانگی دادند . بعد بشهرهای خودشان
# - 356
برگشتند و حسنی قوزی و حسینی کچل و همه میر غضبهای خودشان را که این زندگی ننگین را برای آنها
# - 357
درست کرده بودند بتقاص رسانیدند و از نکبت و اسارت طلا آزاد شدند.
انتخابشده - 358
احمدک هم این سفر با زن و ب چه اش رفت پیش پدرش و ب ه چشمهای او که در فراقش از زور گریه کور شده بود
# - 359
آب زندگی زد، روشن شد و بخوبی و خوشی مشغول زندگی شدند.
# - 360
همانطوریکه آنها بمرادشان رسیدند شما هم بمرادتان برسید!
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 357 از «آب زندگی» است.