نثر · شماره 12
گاهی میایستاد و زمانی زیر لب با خودش حرف میزد.
شاعرصادق هدایتقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 9
متواضع و کم حرف بود.
# - 10
ولی گاهی، طرف غروب از دور هیکل لاغر میرزا حسینعلی را بیرون دروازه میشد تشخیص داد که دستهایش را
# - 11
از پشت بهم وصل کرده، خیلی آهسته قدم میزد، سرش پائین، پشتش خمید ه، مثل اینکه چیزی را جستجو می کرد،
# - 12
گاهی میایستاد و زمانی زیر لب با خودش حرف میزد.
انتخابشده - 13
مدیر مدرسه و سایر معلمان نه از او خوششان میامد و نه بدشان میامد، بلکه یک تاثیر اسرارآمیز و دشوار در
# - 14
آنها میکرد . بر عکس شاگردان که از او راضی بودند، چون نه دیده شده بود که خشم ناک بشود و نه اینکه کسی
# - 15
را بزند . خیلی آرام، تودار و با شاگردان دوستانه رفتار مینمود . ازین رو معروف بود که کلاهش پشم ندارد، ولی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 12 از «مردی که نفسش کشت» است.