نثر · شماره 140
« . انگار که نیستی، چو هستی خوش باش
شاعرصادق هدایتقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 137
خیام اگر زباده مستی، خوش باش، »
# - 138
با لاله رخی اگر نشستی، خوش باش.
# - 139
چون عاقبت کار جهان نیستی است،
# - 140
« . انگار که نیستی، چو هستی خوش باش
انتخابشده - 141
این استادان دعوت بخوشی میکردند، در صورتیکه او از ابتدای جوانی همه خوشیها را بخودش حرام کرده بود . و
# - 142
همین افکار یک افسوس تلخ از زندگی گذشته اش در او تولید کرد این زندگی که در آن آنقدر گذشت کرده بود،
# - 143
بخودش سخت گذرانیده بود، و حالا روزهای او بطرز دردناکی صرف جستجوی فکر موهوم میشد ! دوازده سال
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 140 از «مردی که نفسش کشت» است.