نثر · شماره 195
می گذاشته، تا مرد م را گول بزند . باو دستور می دهد که روزی یک بادام بخورد . خودش خدمتکار خانه را آبستن
شاعرصادق هدایتقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 192
شیخ ابوالفضل تا در اطاق از او مشایعت کرد . همینکه در کوچه رسید، نفس راحتی کشید. حالا دیگر برایش مسلم
# - 193
بود، حریف خودش را میشناخت و فهمید که همه این دم و دستگاه و دوز و کلک های شیخ برای خاطر او بوده،
# - 194
کبک میخورده، آنوقت بشیوه عمر روبروی خودش در سفره نان خشک و پنیر کفک زده و یا پیاز خشکیده
# - 195
می گذاشته، تا مرد م را گول بزند . باو دستور می دهد که روزی یک بادام بخورد . خودش خدمتکار خانه را آبستن
انتخابشده - 196
می کند و با آب و تاب این شعر عطار را برایش میخواند:
# - 197
از طعام بد بپرهیز ای پسر، »
# - 198
همچو دد کم باش خونریز ای پسر،
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 195 از «مردی که نفسش کشت» است.