کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 208

و شهوت خودشان بودند و پول جمع می کردند حالا آنها را از خودش عاقل تر و بزرگتر میدانست و آرزو می کرد

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 205

    هوا تاریک بود . میرزا حسینعلی دوباره داخل مردم شد، مانند بچه ای که در جمعیت گم بشود، مدتی بدون اراده

    #
  2. 206

    در کوچه های شلوغ و غبار آلود راه رفت . جلو روشن ائی چراغ صورتها را نگاه می کرد، همه این صورتها گرفته و

    #
  3. 207

    غمگین بود . سر او تهی و عقده ای در دل داشت که بزرگ شده بود، این مردمی که بنظر او پست بودند پایبند شکم

    #
  4. 208

    و شهوت خودشان بودند و پول جمع می کردند حالا آنها را از خودش عاقل تر و بزرگتر میدانست و آرزو می کرد

    انتخاب‌شده
  5. 209

    که بجای یکی از آنها باشد . ولی با خودش می گفت: که میداند؟ شاید بدبخ تتر از او هم میان آنها باشد . آیا او

    #
  6. 210

    میتوانست بظاهر حکم بکند؟ آیا گدای سر گذر با یکقران خوشبخت تر از ثروتمن د ترین اشخاص نمیشد؟ در

    #
  7. 211

    صورتیکه تمام پولهای دنیا نمیتوانیست از دردهای درونی میرزا حسینعلی چیزی بکاهد.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 208 از «مردی که نفسش کشت» است.