نثر · شماره 29
درخشید اما افسوس ، این شعاع آفتاب نبود ، بلکه فقط یک پرتو گذرنده ، یک ستاره ی پرنده بود آه به صورت
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 26
من فقط برای سایه ی خودم می نویسم که جلو چراغ به دیوار افتاده است ، باید خودم را بهش معرفی بکنم.
# - 27
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
# - 28
در این دنیای پست پر از فقر و مسکنت ، برای نخستین بار گمان آردم که در زندگی من یک شعاع آفتاب
# - 29
درخشید اما افسوس ، این شعاع آفتاب نبود ، بلکه فقط یک پرتو گذرنده ، یک ستاره ی پرنده بود آه به صورت
انتخابشده - 30
یک زن یا فرشته به من تجلی آرد و در روشنایی آن یک لحظه ، فقط یک ثانیه همه ی بدبختیهای زندگی خودم را
# - 31
دیدم و به عظمت و شکوه آن پی بردم و بعد این پرتو در گرداب تاریکی آکه باید ناپدید بشود ، دوباره ناپدید شد
# - 32
نه ، نتوانستم این پرتو گذرنده را برای خودم نگه دارم.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 29 از «بوف کور ۱ - در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد....» است.