نثر · شماره 47
چشمم را آکه می بندم شهر شروع میشود. نمیدانم این خانه را آدام مجنون یا آج سلیقه در عهد دقیانوس ساخته
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 44
برای اینکه وقت را بکشم.
# - 45
از حسن اتفاق ، خانه ام بیرون شهر ، در یک محل ساآت و آرام دور از آشوب و جنجال زندگی مردم واقع شده
# - 46
اطراف آن آاملا مجزا و دورش خرابه است. فقط از آن طرف خندق خانه های گلی توسری خورده پیدا است و
# - 47
چشمم را آکه می بندم شهر شروع میشود. نمیدانم این خانه را آدام مجنون یا آج سلیقه در عهد دقیانوس ساخته
انتخابشده - 48
نه فقط همه ی سوراخ سنبه هایش پیش چشمم مجسم میشود ، بلکه فشار آنها را روی دوش خودم حس میکنم. خانه
# - 49
ای آه فقط روی قلمدانهای قدیم ممکن است نقاشی آرده باشند.
# - 50
باید همه ی اینها را بنویسم تا ببینم که به خودم مشتبه نشده باشد ، باید همه ی اینها را به سایه ی خودم که روی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 47 از «بوف کور ۱ - در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد....» است.