نثر · شماره 59
فقط میدانم آه هر چه نقاشی میکردم همه اش همین مجلس و همین موضوع بود ، دستم بدون اراده این تصویر را
شاعرصادق هدایتقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 56
خودش پیچیده ، چنباتمه نشسته و دور سرش شالمه بسته بود و انگشت سبابه ی دست چپش را به حالت تعجب به
# - 57
لبش گذاشته بود روبروی او دختری با لباس سیاه بلند خم شده به او گل نیلوفر تعارف میکرد چون میان آنها
# - 58
یک جوی آب فاصله داشت آیا این مجلس را من سابقا دیده بوده ام ، یا در خواب به من الهام شده بود؟ نمیدانم ،
# - 59
فقط میدانم آه هر چه نقاشی میکردم همه اش همین مجلس و همین موضوع بود ، دستم بدون اراده این تصویر را
انتخابشده - 60
میکشید و غریبتر آنکه برای این نقش مشتری پیدا میشد و حتی به توسط عمویم از این جلد قلمدانها به هندوستان
# - 61
میفرستادم آه میفروخت و پولش را برایم میفرستاد.
# - 62
.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 59 از «بوف کور ۱ - در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد....» است.