نثر · شماره 86
غایبی بوده باشد از آنجا بود آه چشمهای مهیب افسونگر ، چشمهایی آه مثل این بود آه به انسان سرزنش
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 83
تعارف میکرد ، در حالی آه پیرمرد ، ناخن انگشت سبابه ی دست چپش رامیجوید.
# - 84
دختر درست در مقابل من واقع شده بود ، ولی به نظرم می آمد آه هیچ متوجه اطراف خودش نمیشد. نگاه میکرد
# - 85
، بی آنکه نگاه آرده باشد ، لبخند مدهوشانه و بی اراده ای آنار لبش خشک شده بود ، مثل اینکه به فکر شخص
# - 86
غایبی بوده باشد از آنجا بود آه چشمهای مهیب افسونگر ، چشمهایی آه مثل این بود آه به انسان سرزنش
انتخابشده - 87
تلخی میزند ، چشمهای مضطرب ، متعجب ، تهدیدآننده و وعده دهنده ی او را دیدم و پرتو زندگی من روی این
# - 88
گویهای براق پر معنی ممزوج و در ته آن جذب شد این آینه ی جذاب ، همه ی هستی مرا تا آنجایی آه فکر
# - 89
بشر عاجز است به خودش آشید چشمهای مورب ترآمنی آه یک فروغ ماوراء طبیعی و مست آننده داشت ، در
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 86 از «بوف کور ۱ - در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد....» است.