نثر · شماره 99
پاهایش پایین میرفت مثل این بود آه تن او را از آغوش جفتش بیرون آشیده باشند مثل ماده ی مهر گیاه بود آه
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 96
حالت افسرده و شادی غم انگیزش ، همه ی اینها نشان می داد آه او مانند مردمان معمولی نیست ، اصلا
# - 97
خوشگلی او معمولی نبود ، او مثل یک منظره ی رویای افیونی به من جلوه آرد _ او همان حرارت عشقی مهر
# - 98
گیاه را در من تولید آرد. اندام نازک و آشیده با خط متناسبی آه از شانه ، بازو ، پستانها ، سینه ، آپل و ساق
# - 99
پاهایش پایین میرفت مثل این بود آه تن او را از آغوش جفتش بیرون آشیده باشند مثل ماده ی مهر گیاه بود آه
انتخابشده - 100
از بغل جفتش جدا آرده باشند.
# - 101
لباس سیاه چین خورده ای پوشیده بود آه قالب و چسب تنش بود ، وقتی آه من نگاه آردم گویا میخواست از
# - 102
روی جویی آه بین او و پیرمرد فاصله داشت ، بپرد ولی نتوانست ، آن وقت پیرمرد زد زیر خنده ، خنده ی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 99 از «بوف کور ۱ - در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد....» است.