نثر · شماره 129
آیا میتوانستم به آلی صرف نظر بکنم؟ اما دست خودم نبود ، از این به بعد مانند روحی آه در شکنجه باشد ، هر
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 126
مثل اینکه از ابتدا وجود نداشته است چهارپایه را پیش آشیدم ولی هر چه دیوانه وار روی جنس آن شده بود
# - 127
بدنه ی دیوار مشت میزدم و گوش میدادم یا جلوی چراغ نگاه میکردم ، آمترین نشانه ای از روزنه ی دیوار دیده
# - 128
نمیشد و به دیوار آلفت و قطور ، ضربه های من آارگر نبود یکپارچه سرب شده بود.
# - 129
آیا میتوانستم به آلی صرف نظر بکنم؟ اما دست خودم نبود ، از این به بعد مانند روحی آه در شکنجه باشد ، هر
انتخابشده - 130
چه انتظار آشیدم هر چه آشیک آشیدم ، هر چه جستجو آردم ، فایده ای نداشت تمام اطراف خانه مان را
# - 131
زیر پا آردم ، نه یک روز ، نه دو روز ، بلکه دو ماه و چهار روز مانند اشخاص خونی آه به محل جنایت
# - 132
خودشان برمیگردند ، هر روز طرف غروب مثل مرغ سرآنده دور خانه مان میگشتم ، بطوری آه همه ی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 129 از «بوف کور ۱ - در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد....» است.