کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 141

معمولی را می چید ، انگشتش مثل ورق گل پژمرده میشد.

چهرهٔ صادق هدایتشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 138

    ناشناس و یا غار سحرآمیزی بوده باشد. لباس او از تار و پود پشم و پنبه ی معمولی نبوده و دستهای مادی ،

    #
  2. 139

    دستهای آدمی آن را ندوخته بود او یک وجود برگزیده بود فهمیدم آه آن گلهای نیلوفر گل معمولی نبوده ،

    #
  3. 140

    مطمئن شدم اگر آب معمولی به رویش میزد ، صورتش می پلاسید و اگر با انگشتان بلند و ظریفش گل نیلوفر

    #
  4. 141

    معمولی را می چید ، انگشتش مثل ورق گل پژمرده میشد.

    انتخاب‌شده
  5. 142

    همه ی اینها را فهمیدم ، این دختر ، نه ، این فرشته ، برای من سرچشمه ی تعجب و الهام ناگفتنی بود. وجودش

    #
  6. 143

    لطیف و دست نزدنی بود. او بود آه حس پرستش را در من تولید آرد. من مطمئنم آه نگاه یک نفر بیگانه ، یک

    #
  7. 144

    نفر آدم معمولی او را آنفت و پژمرده میکرد.

    #