کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 156

آسایش به من حرام شده بود ، چطور میتوانستم آسایش داشته باشم؟ هر روز تنگ غروب عادت آرده بودم آه به

چهرهٔ صادق هدایتشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 153

    چگونه میتوانستم فراموش بکنم؟ چشمهایم آه باز بود و یا روی هم میگذاشتم در خواب و در بیداری او جلو من

    #
  2. 154

    بود. از میان روزنه ی پستوی اطاقم ، مثل شبی آه فکر و منطق مردم را فرا گرفته ، از میان سوراخ چهارگوشه

    #
  3. 155

    آه به بیرون باز میشد ، دایم جلو چشمم بود.

    #
  4. 156

    آسایش به من حرام شده بود ، چطور میتوانستم آسایش داشته باشم؟ هر روز تنگ غروب عادت آرده بودم آه به

    انتخاب‌شده
  5. 157

    گردش بروم ، نمیدانم چرا میخواستم و اصرار داشتم آه جوی آب ، درخت سرو و بته ی گل نیلوفر را پیدا بکنم

    #
  6. 158

    همان طوری آه به تریاک عادت آرده بودم ، همان طور به این گردش عادت داشتم ، مثل اینکه نیرویی مرا به

    #
  7. 159

    این آار وادار میکرد. در تمام راه همه اش به فکر او بودم ، به یاد اولین دیداری آه از او آرده بودم و میخواستم

    #