نثر · شماره 188
موجودی حالاتی را آه طی آردم ، نمیتواند تصور بکند یکجور درد گوارا و ناگفتنی حس آردم نه ، گول
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 185
سایه واقع شده بود. نمیدانستم آه او مرا می بیند یا نه ، صدایم را میتوانست بشنود یا نه ، ظاهرا نه حالت ترس
# - 186
داشت و نه میل مقاومت. مثل این بود آه بدون اراده آمده بود.
# - 187
آیا ناخوش بود ، راهش را گم آرده بود؟ او بدون اراده مانند یک نفر خوابگرد آمده بود در این لحظه هیچ
# - 188
موجودی حالاتی را آه طی آردم ، نمیتواند تصور بکند یکجور درد گوارا و ناگفتنی حس آردم نه ، گول
انتخابشده - 189
نخورده بودم. این همان زن ، همان دختر بود آه بدون تعجب ، بدون یک آلمه حرف وارد اطاق من شده بود ؛
# - 190
همیشه پیش خودم تصور میکردم آه اولین برخورد ما همین طور خواهد بود.
# - 191
این حالت برایم حکم یک خواب ژرف بی پایان را داشت چون باید به خواب خیلی عمیق رفت تا بشود چنین
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 188 از «بوف کور ۱ - در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد....» است.