نثر · شماره 191
این حالت برایم حکم یک خواب ژرف بی پایان را داشت چون باید به خواب خیلی عمیق رفت تا بشود چنین
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 188
موجودی حالاتی را آه طی آردم ، نمیتواند تصور بکند یکجور درد گوارا و ناگفتنی حس آردم نه ، گول
# - 189
نخورده بودم. این همان زن ، همان دختر بود آه بدون تعجب ، بدون یک آلمه حرف وارد اطاق من شده بود ؛
# - 190
همیشه پیش خودم تصور میکردم آه اولین برخورد ما همین طور خواهد بود.
# - 191
این حالت برایم حکم یک خواب ژرف بی پایان را داشت چون باید به خواب خیلی عمیق رفت تا بشود چنین
انتخابشده - 192
خوابی را دید و این سکوت برایم حکم یک زندگی جاودانی را داشت ، چون در حالت ازل و ابد نمیشود حرف زد.
# - 193
برای من او در عین حال یک زن بود و یک چیز ماوراء بشری با خودش داشت. صورتش یک فراموشی گیج آننده
# - 194
ی همه ی صورتهای آدمهای دیگر را برایم می آورد به طوری آه از تماشای او لرزه به اندامم افتاد و
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 191 از «بوف کور ۱ - در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد....» است.