نثر · شماره 208
برای اینکه او را بهتر ببینم من خم شدم ، چون چشمهایش بسته شده بود. اما هر چه به صورتش نگاه آردم ، مثل
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 205
صورت او همان حالت آرام و بی حرآت را داشت ولی مثل این بود آه تکیده تر و لاغرتر شده بود. همین طور
# - 206
دراز آشیده بود ناخن انگشت سبابه ی دست چپش را میجوید رنگ صورتش مهتابی و از پشت رخت سیاه
# - 207
نازآی آه چسب تنش بود ، خط ساق پا ، بازو و دو طرف سینه و تمام تنش پیدا بود.
# - 208
برای اینکه او را بهتر ببینم من خم شدم ، چون چشمهایش بسته شده بود. اما هر چه به صورتش نگاه آردم ، مثل
انتخابشده - 209
این بود آه او از من به آلی دور است ناگهان حس آردم آه من به هیچ وجه از مکنونات قلب او خبر نداشتم و
# - 210
هیچ رابطه ای بین ما وجود ندارد.
# - 211
خواستم چیزی بگویم ولی ترسیدم گوش او ، گوشهای حساس او آه باید به یک موسیقی دور آسمانی و ملایم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 208 از «بوف کور ۱ - در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد....» است.