نثر · شماره 239
این همان آسی بود آه تمام زندگی مرا زهر آلود آرده بود و یا اصلا زندگی من مستعد بود آه زهر آلود بشود و
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 236
تختخواب من آمده تنش را به من تسلیم آرد. تنش و روحش هر دو را به من داد!
# - 237
تا زنده بود ، تا زمانی آه چشمهایش از زندگی سرشار بود ، فقط یادگار چشمش مرا شکنجه میداد ، ولی حالا بی
# - 238
حس و حرآت ، سرد و با چشمهای بسته شده آمده خودش را تسلیم من آرد با چشمهای بسته!
# - 239
این همان آسی بود آه تمام زندگی مرا زهر آلود آرده بود و یا اصلا زندگی من مستعد بود آه زهر آلود بشود و
انتخابشده - 240
من بجز زندگی زهر آلود ، زندگی دیگری را نمیتوانستم داشته باشم حالا اینجا در اطاقم تن و سایه اش را به
# - 241
من داد روح شکننده و موقت او آه هیچ رابطه ای با دنیای زمینیان نداشت ، از میان لباس سیاه چین خورده
# - 242
اش آهسته بیرون آمد ، از میان جسمی آه او را شکنجه میکرد و در دنیای سایه های سرگردان رفت ، گویا سایه
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 239 از «بوف کور ۱ - در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد....» است.