نثر · شماره 253
بودم به آسانی به رموز نقاشیهای قدیمی ، به اسرار آتابهای مشکل فلسفه ، به حماقت ازلی اشکال و انواع پی
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 250
همه ی هستی هایی میشد آه دور من بودند ، به همه ی سایه هایی آه در اطرافم میلرزیدند و وابستگی عمیق و
# - 251
جدایی ناپذیر با دنیا و حرآت موجودات و طبیعت داشتم و به وسیله ی رشته های نامرئی جریان اضطرابی بین
# - 252
من و همه ی عناصر طبیعت برقرار شده بود هیچگونه فکر و خیالی به نظرم غیر طبیعی نمی آمد من قادر
# - 253
بودم به آسانی به رموز نقاشیهای قدیمی ، به اسرار آتابهای مشکل فلسفه ، به حماقت ازلی اشکال و انواع پی
انتخابشده - 254
ببرم. زیرا در این لحظه من در گردش زمین و افلاک ، در نشو و نمای رستنیها و جنبش جانوران شرآت داشتم ،
# - 255
گذشته و آینده ، دور و نزدیک با زندگی احساساتی من شریک و توام شده بود.
# - 256
در این جور مواقع هر آس به یک عادت قوی زندگی خود ، به یک وسواس خود پناهنده میشود: عرق خور می
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 253 از «بوف کور ۱ - در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد....» است.