نثر · شماره 261
اما در تمام هستی خودم ، ذوق سرشار و حرارت مفرطی حس میکردم ، یکجور ویر و شور مخصوصی بود ،
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 258
ی فرار در محرک قوی زندگی خود خالی میکنند و در این مواقع است آه یکنفر هنرمند حقیقی میتواند از خودش
# - 259
شاهکاری به وجود بیاورد ولی من ، من آه بی ذوق و بیچاره بودم ، یک نقاش روی جلد قلمدان چه میتوانستم
# - 260
بکنم؟ با این تصاویر خشک و براق و بی روح آه همه اش به یک شکل بود چه میتوانستم بکشم آه شاهکار بشود؟
# - 261
اما در تمام هستی خودم ، ذوق سرشار و حرارت مفرطی حس میکردم ، یکجور ویر و شور مخصوصی بود ،
انتخابشده - 262
میخواستم این چشمهایی آه برای همیشه به هم بسته شده بود روی آاغذ بکشم و برای خودم نگهدارم. این حس
# - 263
مرا وادار آرد آه تصمیم خودم را عملی بکنم ، یعنی دست خودم نبود. آنهم وقتی آه آدم با یک مرده محبوس است
# - 264
همین فکر ، شادی مخصوصی در من تولید آرد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 261 از «بوف کور ۱ - در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد....» است.