نثر · شماره 280
تاریک روشن بود ، روشنایی آدری از پشت شیشه های پنجره داخل اطاقم شده بود ، من مشغول تصویری بودم
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 277
.
# - 278
نمی دانم تا نزدیک صبح چند بار از روی صورت او نقاشی آردم ولی هیچکدام موافق میلم نمی شد ، هر چه می
# - 279
آشیدم پاره میکردم از این آار نه خسته میشدم و نه گذشتن زمان را حس میکردم.
# - 280
تاریک روشن بود ، روشنایی آدری از پشت شیشه های پنجره داخل اطاقم شده بود ، من مشغول تصویری بودم
انتخابشده - 281
آه به نظرم از همه بهتر شده بود ولی چشمها؟ آن چشمهایی آه به حال سرزنش بود مثل اینکه گناهان پوزش
# - 282
ناپذیری از من سر زده باشد ، آن چشمها را نمیتوانستم روی آاغذ بیاورم یکمرتبه همه ی زندگی و یادبود آن
# - 283
چشمها از خاطرم محو شده بود آوشش من بیهوده بود ، هر چه به صورت او نگاه میکردم ، نمیتوانستم حالت
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 280 از «بوف کور ۱ - در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد....» است.