نثر · شماره 289
بگیرم و روی آاغذ بیاورم با نیش قلم مو این حالت را آشیدم و این دفعه دیگر نقاشی را پاره نکردم.
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 286
فروغ زندگی در آن جمع شده بود و با روشنایی ناخوشی میدرخشید ، چشمهای بیمار سرزنش دهنده ی او خیلی
# - 287
آهسته باز و به صورت من نگاه آرد برای اولین بار بود آه او متوجه من شد ، به من نگاه آرد و دوباره
# - 288
چشمهایش به هم رفت این پیش آمد شاید لحظه ای بیش طول نکشید ولی آافی بود آه من حالت چشمهای او را
# - 289
بگیرم و روی آاغذ بیاورم با نیش قلم مو این حالت را آشیدم و این دفعه دیگر نقاشی را پاره نکردم.
انتخابشده - 290
بعد از سر جایم بلند شدم ، آهسته نزدیک او رفتم ، به خیالم زنده است ، زنده شده ، عشق من در آالبد او روح
# - 291
دمیده اما از نزدیک بوی مرده ، بوی مرده ی تجزیه شده را حس آردم روی تنش آرمهای آوچک در هم
# - 292
میلولیدند و دو مگس زنبور طلایی دور او جلو روشنایی شمع پرواز میکردند او آاملا مرده بود ولی چرا ،
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 289 از «بوف کور ۱ - در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد....» است.