کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 316

همان لباس سیاه را رویش آشیدم در چمدان را قفل آردم و  اعضایش مرتب در چمدان جا دادم و لباسش

چهرهٔ صادق هدایتشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 313

    سیاه نازآی آه مثل تار عنکبوت او را در میان خودش محبوس آرده بود تنها چیزی آه بدنش را پوشانده بود

    #
  2. 314

    پاره آردم مثل این بود آه او قد آشیده بود چون بلندتر از معمول به نظرم جلوه آرد ، بعد سرش را جدا آردم

    #
  3. 315

    چکه های خون لخته شده ی سرد از گلویش بیرون آمد ، بعد دستها و پاهایش را بریدم و همه ی تن او را با

    #
  4. 316

    همان لباس سیاه را رویش آشیدم در چمدان را قفل آردم و  اعضایش مرتب در چمدان جا دادم و لباسش

    انتخاب‌شده
  5. 317

    آلیدش را در جیبم گذاشتم همین آه فارغ شدم ، نفس راحتی آشیدم. چمدان را برداشتم ، وزن آردم: سنگین

    #
  6. 318

    بود ، هیچ وقت آنقدر احساس خستگی در من پیدا نشده بود نه ، هرگز نمیتوانستم چمدان را به تنهایی با خودم

    #
  7. 319

    ببرم.

    #