نثر · شماره 330
« . لازم نیس ، من خونه ی تو رو بلدم ، همین الآن هان «
شاعرصادق هدایتقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 327
« _ ! من خودم حاضرم ، همین الآن نمیزنه
# - 328
قهقه خندید بطوری آه شانه هایش میلرزید. من با دست اشاره به سمت خانه ام آردم ولی او فرصت حرف زدن
# - 329
به من نداد و گفت:
# - 330
« . لازم نیس ، من خونه ی تو رو بلدم ، همین الآن هان «
انتخابشده - 331
از سرجایش بلند شد ، من به طرف خانه ام برگشتم ، رفتم در اطاقم و چمدان مرده را به زحمت تا دم در آوردم.
# - 332
دیدم یک آالسگه ی نعش آش آهنه و اسقاط دم در است آه به آن دو اسب سیاه لاغر مثل تشریح بسته شده بود
# - 333
پیرمرد قوز آرده آن بالا روی نشیمن نشسته بود و یک شلاق بلند در دست داشت ، ولی اصلا برنگشت به طرف
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 330 از «بوف کور ۱ - در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد....» است.