نثر · شماره 348
داشتند آه سرما و برودت را تا قلب انسان انتقال میدادند. مثل این بود آه هرگز یک موجود زنده نمیتوانست در
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 345
آوههای بریده بریده ، درختهای عجیب و غریب توسری خورده ، نفرین زده از دو جانب جاده پیدا آه از لابلای
# - 346
آن خانه های خاآستری رنگ به اشکال سه گوشه ، مکعب و منشور با پنجره های آوتاه و تاریک بدون شیشه دیده
# - 347
میشد این پنجره ها به چشمهای گیج آسی آه تب هذیانی داشته باشد ، شبیه بود. نمیدانم دیوارها با خودشان چه
# - 348
داشتند آه سرما و برودت را تا قلب انسان انتقال میدادند. مثل این بود آه هرگز یک موجود زنده نمیتوانست در
انتخابشده - 349
این خانه ها مسکن داشته باشد ، شاید برای سایه ی موجودات اثیری این خانه ها درست شده بود.
# - 350
گویا آالسگه چی مرا از جاده ی مخصوصی و یا از بیراهه می برد ؛ بعضی جاها فقط تنه های بریده و
# - 351
درختهای آج و آوله دور جاده را گرفته بودند و پشت آنها خانه های پست و بلند ، به شکلهای هندسی ،
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 348 از «بوف کور ۱ - در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد....» است.