نثر · شماره 359
آمد آه تاآنون آسی پایش را در این محل نگذاشته بود من چمدان را روی زمین گذاشتم ، پیرمرد آالسگه چی
شاعرصادق هدایتقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 356
روی سینه ام لغزانیدم و بلند شدم.
# - 357
پشت آوه یک محوطه ی خلوت ، آرام و باصفا بود ، یک جایی آه هرگز ندیده بودم و نمیشناختم ولی به نظرم آشنا
# - 358
آمد مثل اینکه خارج از تصور من نبود روی زمین از بته های نیلوفر آبود بی بو پوشیده شده بود ، به نظر می
# - 359
آمد آه تاآنون آسی پایش را در این محل نگذاشته بود من چمدان را روی زمین گذاشتم ، پیرمرد آالسگه چی
انتخابشده - 360
رویش را برگردانید و گفت:
# - 361
اینجا نزدیک شاعبدالعظیمه ، جایی بهتر از این برات پیدا نمیشه ، پرنده پر نمیزنه هان! _
# - 362
دو قران و یک عباسی بیشتر توی جیبم نبود. آالسگه چی من دست آردم جیبم آرایه ی آالسگه چی را بپردازم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 359 از «بوف کور ۱ - در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد....» است.