نثر · شماره 363
خنده ی خشک زننده ای آرد و گفت:
شاعرصادق هدایتقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 360
رویش را برگردانید و گفت:
# - 361
اینجا نزدیک شاعبدالعظیمه ، جایی بهتر از این برات پیدا نمیشه ، پرنده پر نمیزنه هان! _
# - 362
دو قران و یک عباسی بیشتر توی جیبم نبود. آالسگه چی من دست آردم جیبم آرایه ی آالسگه چی را بپردازم
# - 363
خنده ی خشک زننده ای آرد و گفت:
انتخابشده - 364
قابلی نداره ، بعد میگیرم. خونت رو بلدم ، دیگه با من آاری نداشتین هان؟ همین قد بدون آه در قبرآنی من «
# - 365
بی سررشته نیستم هان؟ خجالت نداره بریم همینجا نزدیک رودخونه آنار درخت سرو یه گودال به اندازه ی
# - 366
». چمدون برات میکنم و میروم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 363 از «بوف کور ۱ - در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد....» است.