نثر · شماره 386
خودم فکر آردم این چشمهای درشت وقتی آه از خواب زمینی بیدار میشد ، جایی به فراخور ساختمان و قیافه
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 383
گوارایی سرتاپایم را فرا گرفت دور خودم را نگاه آردم: اینجا محوطه ی آوچکی بود آه میان تپه ها و
# - 384
آوههای آبود گیر آرده بود. روی یک رشته آوه ، آثار و بناهای قدیمی با خشتهای آلفت و یک رودخانه ی خشک
# - 385
در آن نزدیکی دیده میشد این محل دنج ، دورافتاده و بی سر و صدا بود. من از ته دل خوشحال بودم و پیش
# - 386
خودم فکر آردم این چشمهای درشت وقتی آه از خواب زمینی بیدار میشد ، جایی به فراخور ساختمان و قیافه
انتخابشده - 387
اش پیدا میکرد ، وانگهی می بایستی آه او دور از سایر مردم ، دور از مرده ی دیگران باشد همان طوری آه
# - 388
در زندگیش دور از زندگی دیگران بود.
# - 389
چمدان را با احتیاط برداشتم و میان گودال گذاشتم گودال درست به اندازه ی چمدان بود ، مو نمیزد ، ولی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 386 از «بوف کور ۱ - در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد....» است.