کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 415

حتما تو می خواسی شهر بری ، راهو گم آردی هان؟ لابد با خودت می گی این وقت شب من تو قبرسون «

چهرهٔ صادق هدایتشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 412

    سرم را میان دو دستم گرفتم و بحال خودم حیران بودم ناگهان صدای خنده ی خشک زننده ای مرا به خودم آورد

    #
  2. 413

    رویم را برگردانیدم دیدم هیکلی آه سر و رویش را با شال گردن پیچیده بود پهلویم نشسته بود و چیزی در 

    #
  3. 414

    دستمال بسته زیر بغلش بود ، رویش را به من آرد و گفت:

    #
  4. 415

    حتما تو می خواسی شهر بری ، راهو گم آردی هان؟ لابد با خودت می گی این وقت شب من تو قبرسون «

    انتخاب‌شده
  5. 416

    چکار دارم اما نترس ، سر و آار من با مرده هاس ، شغلم گور آنیس ، بد آاری نیس هان؟ من تمام راه و چاه

    #
  6. 417

    های اینجا رو بلدم مثلا امروز رفتم یه قبر بکنم این گلدون از زیر خاک در اومد ، میدونی گلدون راغه ، مال

    #
  7. 418

    « . شهر قدیم ری هان؟ اصلا قابلی نداره ، من این آوزه رو به تو میدم به یادگار من داشته باش

    #