نثر · شماره 19
پرندگانی آه هنگام مرگشان پنهان میشوند صبح زود بلند شدم ، دو تا آلوچه آه سر رف بود برداشتم و به
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 16
بدنم موج میزد و هاله ی میان بدن او را لابد هاله ی رنجور و ناخوش من میطلبید و با تمام قوا به طرف خودش
# - 17
میکشید.
# - 18
حالم آه بهتر شد ، تصمیم گرفتم بروم. بروم خود را گم بکنم ، مثل سگ خوره گرفته آه می داند باید بمیرد. مثل
# - 19
پرندگانی آه هنگام مرگشان پنهان میشوند صبح زود بلند شدم ، دو تا آلوچه آه سر رف بود برداشتم و به
انتخابشده - 20
طوری آه آسی ملتفت نشود از خانه فرار آردم ، از نکبتی آه مرا گرفته بود گریختم ، بدون مقصود معینی از
# - 21
میان آوچه ها ، بی تکلیف از میان رجاله هایی آه همه ی آنها قیافه ی طماع داشتند و دنبال پول و شهوت
# - 22
میدویدند گذشتم من احتیاجی به دیدن آنها نداشتم چون یکی از آنها نماینده ی باقی دیگرشان بود: همه ی آنها یک
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 19 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.