کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 86

پدرزنم افتاد پسر آوچکش ، برادرزنم ، روی سکو نشسته بود مثل سیبی آه با خواهرش نصف آرده باشند.

چهرهٔ صادق هدایتشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 83

    بود. من می رفتم ولی اطراف خودم را نمیدیدم. یک قوه ای آه به اراده ی من نبود مرا وادار به رفتن میکرد ،

    #
  2. 84

    همه ی حواسم متوجه قدمهای خودم بود. من راه نمیرفتم ، ولی مثل آن دختر سیاهپوش روی پاهایم میلغزیدم و

    #
  3. 85

    رد میشدم همین آه به خودم آمدم دیدم در شهر و جلو خانه ی پدرزنم هستم ، نمیدانم چرا گذارم به خانه ی

    #
  4. 86

    پدرزنم افتاد پسر آوچکش ، برادرزنم ، روی سکو نشسته بود مثل سیبی آه با خواهرش نصف آرده باشند.

    انتخاب‌شده
  5. 87

    چشمهای مورب ترآمنی ، گونه های برجسته ، رنگ گندمی ، دماغ شهوتی ، صورت لاغر ورزیده داشت. همین

    #
  6. 88

    طور آه نشسته بود ، انگشت سبابه ی دست چپش را به دهنش گذاشته بود. من بی اختیار جلو رفتم ، دست آردم

    #
  7. 89

    چون به زن من بجای « . اینا رو شاجون برات داده » : آلوچه هایی آه در جیبم بود درآوردم ، به او دادم و گفتم

    #