کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 119

وحشت زده میشود ، دست مرا میکشید ، از میان مردم رد میکرد و به میرغضب آه لباس سرخ پوشیده بود نشان

چهرهٔ صادق هدایتشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 116

    چشمهایم آه بسته شد ، دیدم در میدان محمدیه بودم. دار بلندی برپا آرده بودند و پیرمرد خنزرپنزری جلو اطاقم

    #
  2. 117

    را به چوبه ی دار آویخته بودند. چند نفر داروغه ی مست پای دار شراب میخوردند مادرزنم با صورت

    #
  3. 118

    برافروخته ، با صورتی آه در موقع اوقات تلخی زنم حالا می بینم آه رنگ لبش می پرد و چشمهایش گرد و

    #
  4. 119

    وحشت زده میشود ، دست مرا میکشید ، از میان مردم رد میکرد و به میرغضب آه لباس سرخ پوشیده بود نشان

    انتخاب‌شده
  5. 120

    من هراسان از خواب پریدم مثل آوره میسوختم ، تنم خیس عرق و « _ ! اینم دار بزنین » : میداد و میگفت

    #
  6. 121

    حرارت سوزانی روی گونه هایم شعله ور بود برای اینکه خودم را از دست این آابوس برهانم ، بلند شدم آب

    #
  7. 122

    خوردم و آمی به سر و رویم زدم. دوباره خوابیدم ، ولی خواب به چشمم نمی آمد.

    #