نثر · شماره 155
مالیده میشد مرا به خودش میچسبانید صبح آه چشمم باز شد او به همان شکل در نظرم جلوه آرد. فقط خطهای
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 152
یک سیاهچال با یک مار ناگ انداخته بودند آه به این شکل در آمده بود و موهای سر و ریشش سفید شده بود.
# - 153
از این پرده های زردوزی هندی بود آه شاید پدر یا عمویم از ممالک دور فرستاده بودند به این شکل آه زیاد
# - 154
دقیق میشدم میترسیدم. دایه ام را خواب آلود بیدار میکردم ، او با نفس بدبو و موهای خشن سیاهش آه به صورتم
# - 155
مالیده میشد مرا به خودش میچسبانید صبح آه چشمم باز شد او به همان شکل در نظرم جلوه آرد. فقط خطهای
انتخابشده - 156
صورتش گودتر و سختتر شده بود.
# - 157
اغلب برای فراموشی ، برای فرار از خودم ، ایام بچگی خودم را به یاد می آورم ؛ برای اینکه خودم را در حال
# - 158
قبل از ناخوشی حس بکنم حس بکنم آه سالمم هنوز حس میکردم آه بچه هستم و برای مرگم ، برای معدوم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 155 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.