نثر · شماره 161
آدر و پره های نازک بینی و پیشانی استخوانی پهن او را آه میدیدم ، یادگارهای آن وقت در من بیدار میشد
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 158
قبل از ناخوشی حس بکنم حس بکنم آه سالمم هنوز حس میکردم آه بچه هستم و برای مرگم ، برای معدوم
# - 159
شدنم یک نفس دومی بود آه به حال من ترحم می آورد ، به حال این بچه ای آه خواهد مرد در مواقع ترسناک
# - 160
زندگی خودم ، همین آه صورت آرام دایه ام را میدیدم ، صورت رنگ پریده ، چشمهای گود و بی حرآت و
# - 161
آدر و پره های نازک بینی و پیشانی استخوانی پهن او را آه میدیدم ، یادگارهای آن وقت در من بیدار میشد
انتخابشده - 162
شاید امواج مرموزی از او تراوش میکرد آه باعث تسکین من میشد یک خال گوشتی روی شقیقه اش بود ، آه
# - 163
رویش مو در آورده بود گویا فقط این روز متوجه خال او شدم ، پیشتر آه به صورتش نگاه میکردم این طور
# - 164
دقیق نمیشدم.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 161 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.