نثر · شماره 169
طرف صفر میرفت و شاید از صفر هم تجاوز میکرد آسانی هستند آه از بیست سالگی شروع به جان آندن
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 166
میکرد و از مرگ میترسید ، مگسهایی آه اول پاییز به اطاق پناه می آورند. اما زندگی من در هر روز و هر
# - 167
دقیقه عوض میشد. به نظرم می آمد آه طول زمان و تغییراتی آه ممکن بود آدمها در چندین سال بکنند ، برای
# - 168
من این سرعت سیر و جریان هزاران بار مضاعف و تندتر شده بود. در صورتی آه خوشی آن بطور معکوس به
# - 169
طرف صفر میرفت و شاید از صفر هم تجاوز میکرد آسانی هستند آه از بیست سالگی شروع به جان آندن
انتخابشده - 170
میکنند در صورتی آه بسیاری از مردم فقط در هنگام مرگشان خیلی آرام و آهسته مثل پیه سوزی آه روغنش
# - 171
تمام بشود خاموش میشوند.
# - 172
ظهر آه دایه ام ناهارم را آورد ، من زدم زیر آاسه ی آش ، فریاد آشیدم ؛ با تمام قوایم فریاد آشیدم ، همه ی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 169 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.